دوباره در خیــــــــــــــالم پرنده ای تنهـــــــایم
در آسمــــــــــــــان ابری دنبال سر پنــــــاهم
در جستجــــــــوی نورم در اوج آسمـــــون ها
شـــــاید باریکه ی نوری آیـــد به دیـده ی من
اوج می گیریم در خیالم به دوردست می روم
در سایه ی عبـــــــــورم نوری درخشـــــان آید
این نور از زمیــــن است از نقطــه ای که رفتم
از جایی که من نگشتم جایی که من هستم
همیشه با خیـــالم دور میشم از کنارت
با این که در زمینی من در اوج خیــــالم
"من دورم از نگاهت" شینا
پ.ن: دوستان که ابر رو می دونند چیه!
پس مواظب باشند وقتی می خوان رویش راه بروند !
در ديار ياران تو را چکار است
در ديده ي دوستان تو را که ببيند
در ناله ماه تنها تو را چه نفع است
در پاييز درون ما تو را چه غم است
در باران چشم ما تو را به چه انتظار است
انتظار ، انتظار، انتظار
انتظار گل سرخ
به زيبايي توست
انتظار ديدن نور
اميد زندگيم است
آري انتظار چه زيباست !
منتظر یک ندا
با یک صدا از جا می پرم
شاید تو باشی شاید...
منتظرم
منتظرم با یک نگاه ،
کسی می آید با هزار امید
شاید ببینمت شاید...
------نمی دانم ، شاید این کار تو >
حاکی از شروع یک رویا باشد
شروع یک روشنایی
شاید...
ابر در چمن زاري است که من عبور مي کنم
در حالي که من مي گريم ، سبزه ها
چه خوشحال ، آيا به خاطر من است؟
نه اينطور نيست!
من هنوز مي گريم ، درختان
مي خندند ، آيا به خاطر من است ؟
ابرها در گذرند ، رود ، باد ، خورشيد
همه مي خندند و من مي گريم
آيا همه به خاطر من می خندند ؟
نه نه اين امکان ندارد
ما مي خنديم ، اکنون
دنيا چه زيباست ، همه مي خندند
آري اين است زندگي
در غروب ، آسمان دلم می گیرد
دلتنگم ، دلتنگ نور
دلتنگ روشنایی
تاریکی ، شب ، همه در انتظارم و من
دلتنگ خورشید
شب فرا می رسد
ماه در آسمان
ستارگان چه زیبا
خورشید ، ماه ، ستارگان
در وجود آسمانیت معنی دارند
دلتنگیم به خاطر خورشید نبود
دلتنگیم از ترس بود
ترس از دست دادن تو
شینا / از مجموعه تقدیم به تو