دوست داشت طنابی پیدا کنه که باهاش تاب بسازه
دوست داشت طنابی داشته باشه که بتونه طناب بازی بکنه .
طنابی رو می خواست که بتونه او رو از ته چاه بیرون بیاره
طنابی که باهاش دوست باشه!
ولی وقتی اون طناب رو پیدا کرد ، اولین کاری که کرد خودشو باهاش دار زد !!
پ.ن : بعضی وقتا وقتی همه چیز برات - میشه ، چیکار می تونی بکنی!!!!؟
پ.ن۲ : چرا همه متن هامون بايد آخرش غمگين باشه(فكر كنم از بس فيلم ديديم كه آخرش عروسي باشه!) اصلا آخرش رو عوض مي كنم: " وقتي اون طناب رو پيدا كرد اونو به شكل قلب در آورد و به گردنش (به جاي دار زدن) انداخت !!! "
حالا خودتون مقایسه کنید !
دوباره در خیــــــــــــــالم پرنده ای تنهـــــــایم
در آسمــــــــــــــان ابری دنبال سر پنــــــاهم
در جستجــــــــوی نورم در اوج آسمـــــون ها
شـــــاید باریکه ی نوری آیـــد به دیـده ی من
اوج می گیریم در خیالم به دوردست می روم
در سایه ی عبـــــــــورم نوری درخشـــــان آید
این نور از زمیــــن است از نقطــه ای که رفتم
از جایی که من نگشتم جایی که من هستم
همیشه با خیـــالم دور میشم از کنارت
با این که در زمینی من در اوج خیــــالم
"من دورم از نگاهت" شینا
پ.ن: دوستان که ابر رو می دونند چیه!
پس مواظب باشند وقتی می خوان رویش راه بروند !
خوب دوستان منحنی رشد من بود که اشاره شد (بند انگشتی نیستم ، با مقیاس فرضش کنید )
اون خط خطی های دورش رو هم ول کنید ، یه لحظه حس یه نقاش بزرگ بودن بهم دست داد !
هی روزگار ، واقعاً دنیای بیرحمیه ! چه زود باید بزرگ بشیم . چه عالمی داشتیم در این بچگی : شیر ، دیش ، بوس ، لالا ، تنها اشتباهمون این مورد دومی بود که اونم مهم نبود ، ولی الان چی !!!؟
-----------
دانلود آهنگ :---ATC: Mistake No.2---
Bitrate: 24 kbps
Size: 736 KB
Album: Planet Pop
Genre : rock (I am not sure!!!)
پ.ن: ممنون از همه دوستان
نظر به استقبال دوستان ، در 60 ثانیه هم براتون می گذارم :
"اگر عمر را به 60 ثانیه قسمت کنیم ، فقط یک دقیقه کافی است تا آن را از دست بدهیم، پس مراقب در 60 ثانیه های عمر خود باشیم ! "
-------------
پ.ن1: ممکنه روزی سخنان گهربار! من در مجله های معروف به عنوان شینای!!! بزرگ ثبت بشه!!!؟-->نتیجه اخلاقی : فعلا شیرم رو بخورم
پ.ن2:راستی اگه گفتید عکس پایین چیه :
تیک تاک عمر ، سکوت لحظه ها را می شکند
فرصت ها ثانیه ای بیش نیستند
ثانیه شمار عمرمان را
با بی خیالی سپری نکنیم
---
پ.ن1 : ببخشید وسط سطل آشغال دیدنتون مزاحم شدم ، پیام بازرگانی بود !!!
پ.ن2:برای بار دوم ببخشید ، دوستان منو جوون 60 ساله فرض نکنند ، که این قدر نصیحتتون می کنم ، بابا من هنوز یک جوون 9 ساله ام
!!!
جاده خاکی قدیم را
اکنون برف رؤیــا پوشـانده
آسمان آبی دیروز را
امروز فرشی ابـــری گرفته
دوران دور کودکی را
گذر عمر ، جوانی ساخته
جوانی با هزار امید و آرزو
جوانی در بنــد عصر امروز
جوانی که در افسوس گذشته
جوان بودن یــــادش برفته
سخن کوتاه کنم ای دوست
تا جوانی ، قدر جوانی بدان
يه روز در سطل آشغال خونمون رو باز کردم ، خيلي بوي بدي داشت ،
اصلا قابل تحمل نبود ، شما هم اگه مي خوايد
.jpg)
ذهنتون نگنده و بو نگيره هيچ وقت
در سطل آشغال ذهنتونو بلند مدت نبنديد !
خطر انفجار هم وجود داره ،
حواستون باشه . از من گفتن بود ،
باقيش دست خودتونه ، يعني ذهنه خودتونه
آشغالش را در خیابان می اندازد ، می گویم ننداز
باز هم می اندازد .
خلاف ، رانندگی می کند ، می گویم نرو
باز هم می رود.
بی نوبتی می کند ، می گویم نکن ،
باز میکند طلبکار هم می شود ...
دزدی می کند ، پول مردم را می خورد ،...
من دیگر چیزی نمی گویم
من چشمم را می بندم
من به خواب می روم ، همه به خواب می روند
همه خواب هستند و بیدار کردن چه مشکل .