می نشینم
فکر! میکنم از برای نوشتن
می نشینم
می اندیشم! از برای آینده
افکارم ، کلافی سر در گم است
گره می زنم آن را
تا شاید بتوانم گمشده ام را بیابم
نیافتن گمشده ذهنم از یکطرف ،
بیشتر آشفته شدنم از طرف دیگر 
نمی دانم چه بنویسم یا بگویم
فقط می نشینم
و به دوردست می نگرم
همش دارم به این فکر می کنم که
وقتی کسی خوشحال نباشه
چطور می تونه یکی دیگه رو خوشحال کنه
وقتی کسی خودشو نفهمه
چطور می تونه یکی دیگه رو بفهمه
وقتی کسی خجالتیه
چطور می تونه با یکی حرف بزنه
وقتی کسی . . .
ولی همه این ها باعث نمی شه که همدیگر رو دوست نداشته باشیم .
در ديار ياران تو را چکار است
در ديده ي دوستان تو را که ببيند
در ناله ماه تنها تو را چه نفع است
در پاييز درون ما تو را چه غم است
در باران چشم ما تو را به چه انتظار است
انتظار ، انتظار، انتظار
انتظار گل سرخ
به زيبايي توست
انتظار ديدن نور
اميد زندگيم است
آري انتظار چه زيباست !
خداحافظ اوس کریم
دیگه هوا کم کم سرد شده و ما
از اوس کریم خداحافظی کردیم ،به خاطر یک سردی از یک سردی دیگه گذشتیم .
ولی عظمت این کجای و اون کجا . همیشه چنین گذاری لازم است .
چند روز پیش اولین برف هم اومد
خیلی غیر منتظره بود .
سفیدی برف مرا به رؤیا برد رؤیایی دور ،
رؤیایی سفید ، حیف که سریع آب شد و دوباره به دنیای واقع برگشتم
همیشه رؤیاها کوتاه هستند . اونچه مهم است اینه که بتونیم در دنیای واقعی ، رؤیایی زیبا خلق کنیم همچون سفیدی برف .
خیلی بده که همه از نقطه ضعف های آدم اطلاع داشته باشند
از اون بدتر اینه که بخوان به خاطر اون نقطه ضعف ها
تو رو اذیت کنند .!!!
خدا به داد ما برسه !
سنگ کاغذ قیچی . . . سنگ کاغذ قیچی
همیشه وقتی می خواستم یه کاری رو انجام بدم ، این بازی رو می کردم
همیشه هم نتیجه اش درست در می اومد . . .
ولی اینو دیر فهمیدم که این خودم هستم که برنده و بازنده بودنم رو مشخص می کنم
نه یک بازی !
منتظر یک ندا
با یک صدا از جا می پرم
شاید تو باشی شاید...
منتظرم
منتظرم با یک نگاه ،
کسی می آید با هزار امید
شاید ببینمت شاید...
------نمی دانم ، شاید این کار تو >
حاکی از شروع یک رویا باشد
شروع یک روشنایی
شاید...